با فعال سازي تلفن همراه، مي توانيد بدون اتصال به اينترنت و از طريق پيامک اقدام به ارسال پيام عمومي و نظر در پارسي يار نماييد.
براي ارسال پيام به پارسي يار، کافيست + در ابتداي پيامک بگذاريد و متن مورد نظر خود را وارد نماييد و به شماره 3000226060 ارسال نماييد.
براي ارسال نظر برای آخرين پيامي که با پيامک به پارسي يار فرستاه ايد، کافيست ++ در ابتداي پيامک بگذاريد و متن مورد نظر خود را وارد نماييد و به شماره 3000226060 ارسال نماييد.
در ازاي ارسال هر پيامک براي پارسي يار مبلغ 130 ريال از اعتبار کاربري شما کسر خواهد شد.
براي بارگذاري فايلهاي رسانه اي اينجا را کليک کنيد.
در بخش آدرس رسانه، کليه آدرسهاي تصويري، آدرسهاي صوتي با فرمت mp3، wav، wma، mid و آدرسهاي فيلم با فرمت mp4، wmv، 3gp، 3gpp، avi، mov، flv و آدرسهاي فلش با پسوند swf پشتيباني مي شود.
همچنين کليپهاي مربوط به سايت آپارات، با لينک مستقيم آن کليپ پشتيباني مي شود.
توجه : برچسب هاي زير در متن ارسالي شما قابل استفاده است. در حين ارسال پيام براي
هر کاربر، داده مربوط به آن کاربر جايگزين اين بر چسب ها مي شود.
*pb:BlogNic* : عنوان کاربر در پارسي يار
*pb:BlogAuthor* : نام و نام خانوادگي مدير وبلاگ
*pb:BlogTitle* : عنوان وبلاگ
*pb:BlogUrl* : آدرس کامل وبلاگ
گزينه ها:
هر گزينه بايد در يک سطر مستقل قرار گيرد. گزينه ها با کليد Enter جدا شوند.
براي هر پيام حداقل دو و حداکثر ده گزينه قابل تعيين است.
+به بهانه ايام سالگرد شهادت علمدار بي دست لشگر خميني(ره)، حاج حسين خرازي
حسين رزمنده خانه به دوشي بود که بعد از هفت سال، سر انجام در زمستان پر سوز و داغ 1365 در شلمچه ساکن شد؛ خانه اي جنوبي با دري رو به آفتاب!
او مرواريدي بود که در بيست و هفتمين سال خود، صدف دنيا را شکافت تا در دريايي که متعلق به آن بود، غوص کند.
با يک دست او، خط مي شکست؛ دشمن جا مي خورد و بچه ها جان مي گرفتند. راه او راهي بي بهانه بود. با همان يک دست، تمام دستهاي مسلح جبهه را رهبري مي کرد.
اويس جبهه ها با لهجه اي به شيريني گز، استادي مي کرد.
و امروز جاي "تنديس يک دست حسين خرازي" بر دروازه شهر اصفهان خالي است تا ديگر کاشيکاريهاي لاجوردي مساجد، به خود ننازند و افتخاري مضاعف را براي اصفهان ثبت کنند.
حسين هم مرد خدا بود و هم مرد جنگ، و چه مرد جنگي بود که وقتي روي خاک افتاد خلأ وجودش از هزار مرد بيشتر حس مي شد....
يادش زمزمه نيمه شب جاماندگان باد.....
+به بهانه ايام سالگرد شهادت علمدار بي دست لشگر خميني(ره)، حاج حسين خرازي
حسين رزمنده خانه به دوشي بود که بعد از هفت سال، سر انجام در زمستان پر سوز و داغ 1365 در شلمچه ساکن شد؛ خانه اي جنوبي با دري رو به آفتاب!
او مرواريدي بود که در بيست و هفتمين سال خود، صدف دنيا را شکافت تا در دريايي که متعلق به آن بود، غوص کند.
با يک دست او، خط مي شکست؛ دشمن جا مي خورد و بچه ها جان مي گرفتند. راه او راهي بي بهانه بود. با همان يک دست، تمام دستهاي مسلح جبهه را رهبري مي کرد.
اويس جبهه ها با لهجه اي به شيريني گز، استادي مي کرد.
و امروز جاي "تنديس يک دست حسين خرازي" بر دروازه شهر اصفهان خالي است تا ديگر کاشيکاريهاي لاجوردي مساجد، به خود ننازند و افتخاري مضاعف را براي اصفهان ثبت کنند.
حسين هم مرد خدا بود و هم مرد جنگ، و چه مرد جنگي بود که وقتي روي خاک افتاد خلأ وجودش از هزار مرد بيشتر حس مي شد....
يادش زمزمه نيمه شب جاماندگان باد.....