پيام
+
به بهانه ايام سالگرد شهادت علمدار بي دست لشگر خميني(ره)، حاج حسين خرازي
حسين رزمنده خانه به دوشي بود که بعد از هفت سال، سر انجام در زمستان پر سوز و داغ 1365 در شلمچه ساکن شد؛ خانه اي جنوبي با دري رو به آفتاب!
او مرواريدي بود که در بيست و هفتمين سال خود، صدف دنيا را شکافت تا در دريايي که متعلق به آن بود، غوص کند.
با يک دست او، خط مي شکست؛ دشمن جا مي خورد و بچه ها جان مي گرفتند. راه او راهي بي بهانه بود. با همان يک دست، تمام دستهاي مسلح جبهه را رهبري مي کرد.
اويس جبهه ها با لهجه اي به شيريني گز، استادي مي کرد.
و امروز جاي "تنديس يک دست حسين خرازي" بر دروازه شهر اصفهان خالي است تا ديگر کاشيکاريهاي لاجوردي مساجد، به خود ننازند و افتخاري مضاعف را براي اصفهان ثبت کنند.
حسين هم مرد خدا بود و هم مرد جنگ، و چه مرد جنگي بود که وقتي روي خاک افتاد خلأ وجودش از هزار مرد بيشتر حس مي شد....
يادش زمزمه نيمه شب جاماندگان باد.....